مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
190
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> برده بودند ، باز داد واز حلى وزيور وثياب وأثاث برافزود وجمّال بخواست وكار محمل ايشان را به وجهي نيكو بياراست . آنگاه يكى از سرهنگان خود را بخواند وأو را با پانصد تن سوار در خدمت ايشان رهسپار ساخت . ودر كتاب نور العين مسطور است كه چون مدت سوگوارى به پاى رفت ، يزيد ايشان را بخواند وعرض كرد : « اگر آهنگ سفر داريد ، به اختيار شماست . » ايشان أجابت فرمودند . اين وقت فرمان كرد تا محامل بر اشتران بربستند وجمعى را براي رهسپار شدن ايشان حاضر كرد واين داستان از آن پس بود كه ثياب فاخره در خدمت ايشان تقديم كرده بود . آنگاه مالي وافر حاضر كرد وگفت : « اى زينب ! اين أموال را در ازاى آن مصائب كه بر شما فرود گشت ، مأخوذ بدار . » « فقالت : يا ويلك ! ما أقلّ حياءك وأصلب وجهك ، تقتل أخي وتقول خذوا عوضه مالًا ؟ » وچون آن حضرت امتناع ورزيد ، يزيد يكى از سرهنگان خود را بخواند وهزار تن سوار با وى منضم ساخت وفرمان كرد كه ايشان را به مدينه يا به هر مكان كه خود اختيار فرمايند ، رهسپار دارد وتمامت ما يلزم ايشان را به جا گذارد . 1 آنگاه سر مبارك حسين عليه السلام را به مشك وكافور آكنده ساخت وبه ايشان تسليم كرد . ايشان آن سر مطهر را به كربلا رساندند وبه جسد شريفش ملحق ومدفون كردند . 1 ودر مقتل كبير از أبى مخنف مذكور است كه : چون أيام سوگوارى پايان گرفت ، يزيد ، أهل بيت را بخواند ومسير را بر ايشان عرضه داشت . ايشان أجابت فرمودند . يزيد اشتران فرآهم كرد واز تمامت ثياب فاخره حاضر ساخت ومالها بر نطعها بريخت وگفت : « اى زينب واى امّ كلثوم واى سكينه ! اين أموال را عوض آنچه به شما رسيده است ، باز گيريد . » ايشان آن سخنان بگذاشتند وامتناع ورزيدند . يزيد سرهنگى را بخواند وجمعى را با وى مضموم ساخت وفرمان داد تا ايشان را به مدينه كوچ دهد ودر قضاى حوايج ايشان احسان ورزد ودويست هزار مثقال زر سرخ به حضرت علي بن الحسين عليهما السلام تقديم كرد . آن حضرت قبول نفرمود . آنگاه يزيد فرمان كرد تا سر مبارك امام حسين صلوات اللَّه عليه را از مشك وكافور مملو ساختند وبه آن حضرت تسليم كرد وعلي بن الحسين از آنجا مفارقت نفرمود تا پارهاى از آن أموال را به فقرا ومساكين متفرق ساخت وبقيه را در ميان فقراى مدينه رسول صلى الله عليه وآله پراكنده داشت . راقم حروف گويد : اين روايت با آن بيان اين بنده كه از اين پيش در مبلغ تقديمى يزيد مسطور شد ، موافق افتاد ودر آن وقت به اين روايت وقوف نيافته وبه حدس وسليقهء خود بيانى كرده بود ونيز چنان مىنمايد كه در اين عبارت ، چيزى ساقط شده باشد . چه تفرقهء أموال باامتناع آن حضرت از قبول أموال منافى است . يا بايد آن حضرت امتناع ورزيده وبه اصرار يزيد پذيرفتار شده باشد . يا اينكه مقصود از أموال ، نه آن زر سرخ باشد كه يزيد تقديم كرد وامام عليه السلام نپذيرفت . شايد آن ، ألبسه واشياى نفيسه ديگر باشد . چه ، عنوان اين زر اين بود كه در عوض خون امام حسين عليه السلام مىباشد . -